اخبار

روایت زندگی کوتاه اما اثرگذار شهیده فائزه رحیمی

سایت زنان شهید - شهیده فائزه رحیمی، دانشجو‌معلم ورودی ۱۴۰۰ رشته امور تربیتی در پردیس نسیبه دانشگاه فرهنگیان تهران، در خانواده‌ای ساده و مذهبی به دنیا…

روایتی کوتاه از زندگی و شهادت شهیده سلب‌ناز اسپندار؛ نوجوانی از دیار خوزستان

سایت زنان شهید _ شهیده سلب‌ناز اسپندار، متولد ۲ دی ۱۳۵۰ در شهرستان رامهرمز، در خانواده‌ای متوسط چشم به جهان گشود. به گفته پدر و مادرش، همواره در…

نخستین اجلاسیه شهدای زن کردستان

سایت زنان شهید_ اجلاسیه شهدای زن کردستان از سری اجلاسیه‌های کنگره ۵۵۳۶ شهید استان، با حضور جمعی از مسئولان کشوری و استانی و با برپایی نمایشگاهی در…

عصمت احمدیان

سایت زنان شهید _ مادر دو شهید و یک دختر جانباز، مادر بزرگِ دو نوه شیمیایی 

برگزاری نخستین اجلاسیه بین‌المللی شهیدان راه قدس

سایت زنان شهید _ نخستین اجلاسیه بین‌المللی شهیدان راه قدس با حضور خانواده‌های معزز شهیده معصومه کرباسی و شهید رضا عواضه، سردار غلامرضا سلیمانی (رئیس…

روایت مهرانگیز دریانوردی

سایت زنان شهید  _ «مهرانگیز دریانوردی» هستم؛ متولد ١٥ اسفند ١٣٣٧. البته مادرم همیشه می‌گفت شناسنامه‌ام را سه سال بزرگ‌تر از سال واقعی تولدم…

مرحوم مریم کاظم‌زاده؛تنها خبرنگار و عکاس زن در دوران جنگ تحمیلی

سایت زنان شهید _ مرحوم مریم کاظم‌زاده در واقع تنها خبرنگار و عکاس زن در دوران جنگ تحمیلی است. او پیش از انقلاب، در اروپا دانشجو بود اما با پیروزی…

برپایی غرفه کتاب انتشارات لشگر فرشتگان

سایت زنان شهید_ برپایی غرفه کتاب انتشارات لشگر فرشتگان در سی و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب، علاقه مندان می توانند از تاریخ ۱۷ تا ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴…

روایت همدلی از پشت جبهه

سایت زنان شهید _ ربابه ضرابی، یزدی است و مدتی نیز در دانشسرای شیراز درس خوانده است. او امروز ساکن منطقه ماست و در بین خاطرات از فعالیت‌هایش در آن…

روایت همدلی از پشت جبهه

سایت زنان شهید ربابه تهرانی از اهالی قلهک است و آن دوران در خیابان 30 تیر زندگی می‌کرد. می‌گوید در آن دوره 2 پسرش هم سرباز بودند و او هر زمان با…

مصاحبه با خانم موسوی رزمنده زن دوران دفاع مقدس

سایت زنان شهید _ به گزارش دفاع پرس، این بانوی ارزشمند میگوید چون مانع حضور من و دوستانم به علت مجرد بودن در جبهه جنگ شدند با دوستان تصمیم گرفتیم همگی…

موهای سیاه

سایت زنان شهید _ مشغول لگد کردن لباس ها در دیگ بودم که پایم به شدت سوخت . سریع بیرون آمدم که دیدم پایم شکافته شده و مثل شیر آب،خون می­آید. لباس ها را…