نرم افزار

روایت 8 سال خدمت صادقانه در پشت جبهه های جنگ/شادی آزادی خرمشهر با یک لبخند

به گزارش سایت زنان شهید؛ بانوانی که آن روز، درپایگاه الهدی یا همان چایخانه سنتی زمان طاغوت، جمع شده بودند و درجریان کار سنگین دوخت و دوزشان، خبر…

کلییپ/فعالیتهای شهید سیده طاهره هاشمی در دوران مدرسه

به گزارش سایت زنان شهید، سیّده طاهره از وقتی که نخستین گامها را برای آموزش در مدرسه برداشت؛ لحظه‌ای از مطالعه غافل نبود. عشق به مطالعه در کتب اسلامی…

دانلود مستند" بوی نگار" / مختصری از زندگی شهید رقیه رضایی

به گزارش سایت زنان شهید ، شهید رقیه رضایی  عضو فعال حزب جمهوری اسلامی، بسیارملاحظه کار و متواضع و خوش برخورد بود با وجود قبولی در کنکور پزشکی…

تصاویری از دست نوشته شهید فهیمه سیاری

به گزارش سایت زنان شهید، فهیمه در تهران، سال 1339 بهارسبزوزیبا کم کم دامن پرچین وگلش رابرمی چیند وجاده های زمان راپشت سرمی دهد.گلهای یاس ویاسمن وسوسن…

خوابی که من دیدم و شهادتی که نصیب زهرا شد/

1-   از صبر و استقامت و نحوه زندگی و دیدگاه شهید تعریف کنید؟ تمام مردان و زنان از جان خود گذشتن تا آرمان های انقلاب محقق شود کم نبودن…

پرستارارمنی که با اهدای خون خود رزمنده مجروح را نجات داد

به گزارش سایت زنان شهید؛ باشروع حرکت های انقلابی در سال 1356 و ادامه آن در سال بعد، تاریخ ایران وارد مرحله جدیدی گردید. توفان های برخاسته از تظاهرات…

ماجرای شهادت4 ماهه دامادی که 11 سال مفقودالاثر بود

به گزارش سایت زنان شهید؛ مادر شهیدان نمونه ها واسوه های استقامت و بردباری هستند، گنجینه هایی که اگر پای گفت وگوی آنها بنشینی زیبایی کلامشان در بیان…

مادرم عاشق شهادت و دلباخته مکتب امام خمینی (ره) بود

به گزارش سایت زنان شهید، وادی شهادت گذری است که زن و مرد نمی شناسد هر آن کس که عاشق باشد رهگذر کوی دوست است، انقلاب اسلامی ایران در برگ برگ تاریخ سرخ…

شهید سیده طاهره هاشمی بسیار وقت شناس بود

در نخستین روز خرداد ماه سال 1346 در بانو محله آمل به دنیا آمل آمد. پدر و مادر هر دو اهل نماز،روزه و قرآن بودند. این باعث شده بود که بچه ها از همان…

شهید سلمانامور با زبان روزه به شهادت رسید.

صحبت از زن است، شادی بخش ترین موجود هستی، موجودی که مهربانی می کند، می پروراند، عشق می ورزد و انسان ها رابه معراج می برد، درباره ی موجودی که بعضی ها…

شهید زینب کمایی/روزه اش را با نان و نمک باز می کرد

مربی اخلاق،خوش خلق ترین معلمان مدرسه بود. برای همین کلاس او را انتخاب کرده بود تا در آن بین دوستانش شیرینی پخش کرده واعلام کند که نامش را به آزیتا…