بگذارید برای مردم کاری کنم

س 1405/08/12 - 09:51

همه‌چیز را آماده کرده بود و خودش را برای شهادت آماده می‌دانست.

 

 

 

 

بسمه تعالی
السلام علیک یا بقیه ا...
سلام بر ارواح طیبه امام و شهدای اسلام
سلام و درود بر مجاهدین اسلام از هر رنگ و نژاد و زبانی
وصیت می‌کنم به تقید بر انجام واجبات و ترک محرمات، به نماز شب و خدمت بی‌منت و گمنام به مردم از هر رنگ و نژادی، اطاعت محض و بی چون و چرا به ولایت مطلقه فقیه امام خامنه‌ای حفظه ا... داشته باشید، فرمایشات ایشان را با دقت گوش داده و عمل کنید. توسل به امام حسین(ع) و شهدا را فراموش نکنید که من در لحظه لحظه توفیقات مادی و معنوی که در زندگی تجربه کردم اثر آن را دیدم.
در راه اسلام و انقلاب با مال و جان و آبرو و... جهاد کنید.
همه کسانی که من را می‌شناسند طلب حلالیت می‌کنم. برای همه شما دعا می‌کنم (اگر لایق باشم)
اگر شهادت روزی من شد به هیچ عنوان ناراحت نباشید که من خوشحالم و در همه نمازهایم طلب شهادت نموده بودم.

والعاقبة للمتقین
شبنم میرزایی

وصیتنامه شهیده شبنم میرزایی با دستخط خودشان که در زمان جنگ دوازده روزه نوشت.
شهیده شبنم میرزایی متولد 22 شهریور 1376 در روستای علی‌آباد قاجار از توابع بخش چهاردانگه بود. روزی که جنگ ۱۲ روزه شروع شد، وصیت‌نامه نوشت. صبح بود که رفت بیرون، کفش پوشید، اما برگشت و به اتاقش رفت. آمد و با خنده به مادر گفت که وصیت‌نامه نوشته است. لبخند زد و رفت. 
پشت وصیت‌نامه‌ی اصلی، یک سری مطالب شخصی هم برای مادرش نوشته بود. 
همه‌چیز را آماده کرده بود و خودش را برای شهادت آماده می‌دانست.
یک وصیت‌نامه‌ی عمومی داشت و یک نامه‌ی شخصی برای مادرش

 در آن نوشته بود: «همه‌ی کارت‌های بانکی به مسلمانان غزه اهدا شود و برای کار خیر هزینه شود.»
مادرش میگفت سه‑چهار ماه قبل از شهادتش، همه‌ی کارت‌های بانکی‌اش را به وام قرض‌الحسنه داده بود. می گفت « بگذارید که برای مردم کاری کنم.»پیاده‌روی اربعین می‌رفت و خادم بود. همه‌جا خادمی را انتخاب کرده بود. حرم رضوی هم رفته بود. در هیئت انصار هم خادم بود. پیاده‌روی اربعین که هیئت خیلی بزرگی است، سه سال با آن‌ها همراه بود و خادم بود. 
مسئول آنجا، تعریف می‌کرد: «اولین بار که اومد، به من گفت می‌خواهم خادم باشم. از او پرسیدند کدام قسمت را دوست داری؟» می گفت ما از همه می‌پرسیم که دوست داری در کدام قسمت فعالیت کنی. اما او اولین کسی بود که گفت کجا نیاز دارند؟ کجا خادم نیاز است؟» من تعجب کردم. گفتم قسمت کودک خادم نیاز دارد، چون آنجا یک کمی دور از هیئت است و صدای مراسم به آنجا نمی‌رسد. اکثراً خادمان قبول نمی‌کنند که به آنجا بروند.
اما شبنم گفته بود: «باشه، اشکال نداره. هر کاری نیاز هست، من هستم. هر موقع کاری نیاز بود، من هستم.»

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <blockquote cite> <cite> <code> <dd> <dl> <dt> <em> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <li> <ol start type> <strong> <ul type>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
چالش امنیتی
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
در صورتی که شما یک کاربر واقعی هستید و نه یک ربات، لطفاً به چالش زیر پاسخ دهید.