ویژه نامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

چهارشنبه 1400/07/14 - 17:59
امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در سال 183 ه.ق. به امامت رسید. امام تا سال 201 ه.ق. در مدینه بود. در رمضان آن سال وارد مرو شده و به اجبار ولایت عهدی مأمون را پذیرفت. بر خلاف انتظار مأمون روز به روز محبوبیت امام در دلها فزونی می یافت. لذا تصمیم به قتل آن حضرت گرفت. آن حضرت در سن 55 سالگی، آخر صفر سال 203 ه.ق. به شهادت رسید و در طوس به خاک سپرده شد.

شناسنامه امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعه اثنا عشری است و پیامبر(ص) نام وی را به صراحت ذکر فرموده: علی فرزند موسی، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی، فرزند ابوطالب که درود خدا بر همه آنان باد.

کنیه اش ابوالحسن است.

برخی از لقبهایش عبارتند از رضا، صابر، زکی، ولی. . .

نقش انگشتریش: حسبی الله، یا به روایت دیگر ماشاء الله، لا قوة الا بالله.

زادگاهش در مدینه به سال 148 هجری بود. یعنی در همان سالی که جدش امام صادق(ع) در گذشت و این نظر بیشتر علما و تاریخ نویسان است.

تاریخ وفات امام رضا(ع)، بنا به گفته علمای و مورخان بزرگ، سال 203 هجری در طوس بوده است.

شناسنامه

امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعه اثنا عشری است و پیامبر(ص) نام وی را به صراحت ذکر فرموده: علی فرزند موسی، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی، فرزند ابوطالب که درود خدا بر همه آنان باد.

کنیه اش ابوالحسن است.

برخی از لقبهایش عبارتند از رضا، صابر، زکی، ولی. . .

نقش انگشتریش: حسبی الله، یا به روایت دیگر ماشاء الله، لا قوة الا بالله.

زادگاهش در مدینه به سال 148 هجری بود. یعنی در همان سالی که جدش امام صادق(ع) در گذشت و این نظر بیشتر علما و تاریخ نویسان است. (1).

البته کسانی هم هستند که ولادت امام رضا(ع) را در سال 153 هجری دانسته اند، مانند: اربلی در کشف الغمه، ابن شهرآشوب در مناقب، صدوق در عیون الاخبار هر چند که کلامش چندان صریح نیست، مسعودی در اثبات الوصیه، ابن خلکان در وفیات الاعیان، ابن عبد الوهاب در عیون المعجزات، و یافعی در مرآة الجنان. . .

و نیز گفته شده که تاریخ تولد حضرت امام رضا(ع) سال 151 است. ولی به هر حال قول نخست از همه قویتر و مشهورتر است و دو قول اخیر طرفدار بسیار کمی دارد.

تاریخ وفات امام رضا(ع)، بنا به گفته علمای و مورخان بزرگ، سال 203 هجری در طوس بوده است.

زندگی امام ابو الحسن علی الرضا ابن موسی الکاظم ابن جعفر الصادق ابن محمد الباقر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام هشتمین امام از ائمه اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین

امام رضا (ع) در روز جمعه، یا پنج شنبه 11 ذی حجه یا ذی قعده یا ربیع الاول سال 153 یا 148 هجری در شهر مدینه پا به دنیا گذاشت. بنابراین تولد آن حضرت مصادف با سال وفات امام صادق (ع) بوده یا پنج سال پس از درگذشت آن حضرت رخ داده است. همچنین وفات آن حضرت در روز جمعه یا دوشنبه آخر صفر یا 17 یا 21 ماه مبارک رمضان یا 18 جمادی الاولی یا 23 ذی قعده یا آخر همین ماه در سال 203 یا 206 یا 202 هجری اتفاق افتاده است. شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا گوید قول صحیح آن است که امام رضا (ع) در 21 ماه رمضان، در روز جمعه سال 203 هجری درگذشته است. وفات آن حضرت در سال 203 در طوس و در یکی از روستاهای نوقان به نام سناآباد اتفاق افتاد.

با تاریخ های مختلفی که نقل شد، عمر آن حضرت 48 یا 47 یا 50 یا 51 سال و 49 یا 79 روز یا 9 ماه یا 6 ماه و 10 روز بوده است. اما برخی که سن آن حضرت را 55 یا 52 یا 49 سال دانسته اند، سخنشان با هیچ یک از اقوال و روایات، منطبق نیست و ظاهرا تسامح آنان از اینجا نشات گرفته که سال ناقص را به عنوان یکسال کامل حساب کرده اند. از جمله این اقوال شگفت آور سخن شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا است که گفته است: میلاد امام رضا (ع) در 11 ربیع الاول سال 153 و وفات وی در 21 رمضان سال 203 بوده و با این حساب آن حضرت 49 سال و شش ماه در این جهان زیسته است. مطابق آنچه صدوق نقل کرده، عمر آن حضرت پنجاه سال و شش ماه و ده روز می شود و منشا این اشتباه را باید عدم دقت در جمع و تفریق اعداد دانست شیخ مفید نیز مرتکب این اشتباه شده است و ما در حواشیهای خود بر کتاب المجالس السنیه متذکر این خطا شده ایم.

بنابر گفته مولف مطالب السؤول، امام رضا (ع) 24 سال و چند ماه و بنابر قول ابن خشاب 24 سال و 10 ماه از عمر خویش را با پدرش به سر برد. لکن مطابق آنچه گفته شد، عمر آن حضرت در روز وفات پدرش 35 سال یا 29 سال و دو ماه بوده و پس از درگذشت پدرش چنانکه در مطالب السؤول نیز آمده، 25 سال زیسته است و نیز مطابق آنچه قبلا گفته شد آن حضرت پس از پدرش بیست سال در جهان زندگی کرد. چنانکه شیخ مفید نیز در ارشاد همین قول را گفته است. برخی نیز این مدت را بیست سال و دو ماه، یا یست سال و نه ماه، یا بیست سال و چهار ماه، یا بیست و یکسال و 11 ماه، ذکر کرده اند که این مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت به شمار است. در طول این مدت آن حضرت دنباله حکومت هارون رشید را که ده سال و بیست و پنج روز بود درک کرد. سپس امین از سلطنت خلع شد و عمویش ابراهیم بن مهدی برای مدت بیست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امین بر او خروج کرد و برای وی از مردم بیعت گرفته شد و یکسال و هفت ماه حکومت کرد ولی به دست طاهر بن حسین کشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تکیه زد و بیست سال حکومت کرد. امام رضا (ع) پس از گذشت پنج یا هشت سال از خلافت مامون به شهادت رسید.

مادر امام رضا (ع)

در مطالب السؤول گفته شده است که: مادر آن حضرت کنیزی بود. که خیزران مرسی نام داشت. برخی نام وی را شقراء نوبیه، ذکر کرده اند که اروی، اسم او و شقراء لقب وی بوده است.

طبرسی در اعلام الوری گوید: مادرش کنیزی بود به نام نجمه که به وی ام البنین می گفتند. برخی نام مادر آن حضرت را سکن نوبیه و تکتم، نیز گفته اند. حاکم ابو علی گوید: از جمله شواهدی که دلالت دارد نام مادر امام رضا (ع) تکتم بود، سخن شاعری است که در مدح آن حضرت فرموده است:

الا ان خیر الناس نفسا و والدا

و رهطا و اجدادا علی المعظم

اتتنا به للعلم و الحلم ثامنا

اماما یودی حجة الله تکتم

ابو بکر گوید: عده ای این شعر را به عموی ابو ابراهیم بن عباس منسوب ساخته اند و من آن را روایت نمی کنم و روایت و سماع این شعر برای من واقع نشده بنابراین نه آن را اثبات می کنم و نه ابطال. وی همچنین گوید: تکتم از اسامی زنان عرب است و در اشعار بسیاری به کار رفته است. از جمله در این بیت:

«طاف الخیالان فزادا سقما

خیال تکنی و خیال تکتما»

فیروز آبادی نیز بر این اظهار نظر صحه گذارده و گفته است: تکنی و تکتم به صورت مجهول، هر یک از نامهای زنان است.

کنیه آن حضرت

کنیه آن حضرت را ابو الحسن و نیز ابو الحسن ثانی خوانده اند. ابو الفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین روایتی نقل کرده و مبنی بر آن که کنیه آن حضرت، ابو بکر بوده است. وی به سند خود از عیسی بن مهران از ابو صلت هروی نقل کرده است که گفت: روزی مامون از من پرسشی کرد. گفتم: ابو بکر در این باره چنین و چنان گفته است. مامون پرسید: کدام ابو بکر؟ابو بکر ما یا ابو بکر اهل سنت؟گفتم، ابو بکر ما. پس عیسی از ابو صلت پرسید: ابو بکر شما کیست؟پاسخ داد: علی بن موسی الرضاست که بدین کنیه خوانده می شود.

لقب آن حضرت

در کتاب مطالب السؤول در این باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضی و وفی، که مشهورترین آنها رضاست. در فصول المهمة نیز مشابه این مطلب آمده با این تفاوت که در آنجا به جای القاب رضی و وفی، زکی و ولی یاد شده است. در مناقب ابن شهر آشوب گفته شده است: احمد بزنطی گوید: بدان جهت آن حضرت را رضا نامیدند که او از خدا در آسمانش رضا بود و برای پیامبر و ائمه در زمین رضا بود. و نیز گفته اند چون مخالف و موافق گرد آن حضرت بودند وی را رضا نامیدند. همچنین گفته اند: چون مامون بدان حضرت، رضایت داد وی را رضا گفتند.

نقش انگشتری آن حضرت

در فصول المهمة گفته شده است: نقش انگشتری امام رضا (ع) «حسبی الله »بود و در کافی به سند خود از امام رضا (ع) نقل شده است که فرمود: نقش انگشتری من، «ما شاء الله لا قوة الا بالله »است. صدوق نیز در عیون گوید: نقش انگشتری آن حضرت «ولیی الله »بود.

فرزندان امام رضا (ع)

کمال الدین محمد بن طلحه در مطالب السؤول گوید: آن حضرت شش فرزند داشت. پنج پسر و یک دختر. نام فرزندان وی چنین است: محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسن و عایشه ».

عبد العزیز بن اخضر جنابذی در معالم العتره و ابن خشاب در موالید اهل البیت و ابو نعیم در حلیة الاولیا نظیر همین سخن را گفته اند. سبط بن جوزی در تذکرة الخواص گوید: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: محمد (امام نهم) ابو جعفر ثانی، جعفر، ابو محمد حسن، ابراهیم و یک دختر. شیخ مفید در ارشاد می نویسد: امام رضا (ع) دنیا را بدرود گفت و سراغ نداریم که از وی فرزندی به جا مانده باشد جز همان پسرش که بعد از وی به امامت رسید. یعنی حضرت ابو جعفر محمد بن علی (ع) .

ابن شهر آشوب در مناقب می گوید: امام محمد بن علی (ع) تنها فرزند اوست. طبری در اعلام الوری نویسد: تنها فرزند رضا (ع) پسرش محمد بن علی جواد بود لا غیر. در کتاب العدد القویة آمده است که امام رضا (ع) دو پسر داشت که نام آنها محمد و موسی بود و جز این دو فرزندی نداشت. همچنین در قرب الاسناد نقل شده است که بزنطی به حضرت رضا (ع) عرض کرد: من از چند سال پیش درباره جانشین شما پرسش می کردم و شما هر بار پاسخ می دادید پس از من پسرم جانشین من خواهد شد. اما اینک خداوند به شما دو پسر عطا کرده است پس کدامیک از پسرانتان جانشین شمایند؟

مجلسی نیز در بحار الانوار در باب خوشخویی حدیثی از عیون اخبار الرضا (ع) نقل کرده که در سند آن نام فاطمه دختر رضا آمده است.

 

دوران امامت امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام پس از شهادت امام کاظم، امامت و دعوت خود را آشکار ساخت و بی پروا به رهبری امت پرداخت. جو سیاسی جامعه در زمان هارون چنان خفقان آور بود که حتی برخی از صمیمی ترین یاران امام از این صراحت و بی پروائی او بر جانش بیمناک بودند.

«صفوان بن یحیی» می گوید:امام رضا علیه السلام پس از رحلت پدرش سخنانی فرمود که ما بر جانش ترسیدیم و به او عرض کردیم: مطلبی بزرگ را آشکار کرده یی، ما بر تو از این طاغوت (هارون) بیمناکیم.

فرمود: «هر چه می خواهد تلاش کند، راهی بر من ندارد.»

 

 

در سوگ غریب طوس

 

بیست و نهم صفر سالروز شهادت امام رضا(ع) بر شیعیان تسلیت باد

امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجری در مدینه طیبه چشم به جهان گشود.

امام رضاعلیه السلام در سال 183 هجری پس از شهادت امام کاظم علیه السلام در زندان هارون، در سن سی و پنج سالگی بر مسند امامت تکیه زد.

طول دوران امامت امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام همزمان گشت با خلافت هارون الرشید. پس از او نیز ایشان با دو فرزند هارون امین و مامون معاصر بود; یعنی جمعا به مدت ده سال که شامل سالهای آخر زمامداری هارون و پنج سال حکومت امین و پنج سال هم حکومت مامون. امام رضاعلیه السلام پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، امامت و دعوت خود را آشکار ساخت و بی پروا به رهبری امت پرداخت. جو سیاسی جامعه در زمان هارون چنان خفقان آور بود که حتی برخی از صمیمی ترین یاران امام از این صراحت و بی پروایی او بر جانش بیمناک بودند.

پس از هارون بر سر خلافت بین امین و مامون اختلاف سختی روی داد. هارون، امین را برای خلافت بعد از خود تعیین کرده بود و از او تعهد گرفته بود که پس از او مامون خلیفه شود و نیز حکمرانی بر ولایت خراسان در زمان خلافت امین به دست مامون باشد ولی امین پس از هارون در سال 194 هجری مامون را از ولیعهدی خود خلع و فرزند خود موسی را نامزد این مقام کرد. بر اثر این امر درگیری خونینی میان امین و مامون رخ داد و امین در 198 هجری کشته شد و مامون به خلافت رسید.

مامون پس از آنکه برادرش امین را نابود کرد در شرایط حساسی قرار گرفت زیرا موقعیت او بویژه در بغداد که مرکز حکومت عباسی بود در میان طرفداران عباسیان که خواستار امین بودند و حکومت مامون را در مرو با مصالح خود منطبق نمی دیدند، سخت متزلزل بود و از سوی دیگر شورش علویان تهدیدی جدی برای حکومت مامون محسوب می شد. و نیز ممکن بود ایرانیان هم که به حق شرعی خاندان امیر مؤمنان علی علیه السلام معتقد بودند به آنان بپیوندند. مامون که مردی زیرک و مکار بود به فکر افتاد که با طرح واگذاری خلافت یا ولی عهدی به شخصیتی مانند امام رضاعلیه السلام پایه های لرزان حکومت خود را تثبیت کند. زیرا امیدوار بود که مبادرت به این کار بتواند جلوی شورش علویان را گرفته و موجبات رضایت خاطر آنان را فراهم کند و ایرانیان را نیز آماده پذیرش خلافت خود نماید. پیداست که تفویض خلافت یا ولایت عهدی به امام فقط یک تاکتیک حساب شده سیاسی بود.

لذا در سال 200 هجری دستور داد امام رضاعلیه السلام را از مدینه به مرو بیاورند. در راه شهری نبود که به آن درآیند و مردم آنجا به خدمتش نرسند و از مسائل دینی شان سؤال نکنند. در نیشابور به درخواست علما حدیث سلسلة الذهب را در میان انبوهی از جمیعت برای حاضران بیان کرد و چنان که گفته اند پس از شروع 2400 قلمدان آماده نوشتن آن دیث شد (کلمة لااله الاالله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی).

پس از ورود حضرت به مرو، از طرف مامون پیشنهاد خلافت یا ولایت عهدی شد که مورد قبول آن حضرت واقع نشد. مامون تلویحا تهدید به مرگ کرد و بالاخره حضرت اجبارا بدون هیچ شرطی ولایت عهدی را به صورت اسمی پذیرفتند. در یکی از اعیاد اسلامی - عید فطر یا عید قربان - مامون پیام فرستاد که حضرت نماز عید بخوانند. حضرت عذر آوردند اما مامون اصرار ورزید. حضرت فرمودند من برای اقامه نماز عید مانند رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام بیرون خواهم آمد. مامون پذیرفت.

بامداد عید پیش از طلوع آفتاب تمام معابر و کوچه ها از مردم مشتاق پر شده بود و حضرت به شیوه رسول الله از منزل بیرون آمد: بدون هیچ گونه تشریفات، با پای برهنه و پیاده و عصایی در دست و عمامه سفیدی در سر; تکبیر گویان. همراهان نیز تکبیر می گفتند. عظمتی بر پا بود چنانکه گویا آسمان و زمین با آن حضرت تکبیر می گفتند. شهر مرو را سراسر گریه و فریاد گرفت. به مامون خبر دادند که اگر امام رضاعلیه السلام این گونه به مصلی بروند فتنه و آشوب بر پا خواهد شد و ما بر جان خود بیمناکیم. مامون پیام فرستاد که: «آقا، شما را به زحمت انداختیم(!) شما باز گردید. همان فرد قبلی نماز گذارد». امام از یاران خود خواستند تا کفش ایشان را بیاورند;امام کفش خود را پوشید، سوار شد و به خانه بازگشت. مامون در سیاست مزورانه خود علیه امام توطئه دیگری نیز اندیشیده بود. او که از عظمت مقام معنوی امام در جامعه رنج می برد، می کوشید با روبرو کردن اندیشمندان با آن حضرت و به بهانه بحث و مناظره علمی و استفاده از دانش امام، شکستی بر آن حضرت وارد آورد تا شاید از این طریق قدری از محبوبیت امام در جامعه بکاهد. ولی آن هم بی نتیجه ماند و در جلسه ای که به این منظور برقرار شده بود، شخصیت امام بیشتر ظاهر شد و مامون منفعل گردید.

سرانجام مامون خواست تا تصمیم خود را در مورد قتل امام عملی سازد، ولی بسیار مزورانه و پنهانی. و چنین بود که آن حضرت را در روز آخر ماه صفر سال 203 هجری ناجوانمردانه به شهادت رساند. عمر شریف آن حضرت در این هنگام 55 سال بود.

درود خدا و پیامبر و همه پاکان و نیکان، نثار روح مقدس آن بزرگوار باد.

مادر شایسته

مادر ارجمند حضرت رضا (ع) بانوئی از اهالی مغرب (حدود آفریقا و اندلس) به نام تکتم بود که در خانواده ی امامت و ولایت نجمه نامیده شد. اروی و سمانه نیز از نامهای این مادر سعادتمند است.

مادر امام کاظم (ع) وقتی با او آشنا شد و از کمالات اخلاقی و صفات والایش خبردار گردید او را به همسری فرزندش امام کاظم (ع) برگزید. حضرت کاظم (ع) نیز برای تربیت فرزندان صالح همسری با چنین بانوئی را پذیرفته و برای فرزندانش مادری شایسته انتخاب کرد.

هنگامی که نجمه خاتون به خانه ی اهل بیت (ع) راه یافت از محضر حمیده (مادر امام هفتم (ع) مسائل اسلامی و معارف الهی را بنحو شایسته ای فرا گرفت. او از نظر عقل و هوشیاری و دین مداری از بلند مرتبه ترین بانوان عصر خود بود.[2] به طوری که به احترام حمیده هیچگاه در مقابل او نمی نشست. جناب حمیده گفته است: من در خواب رسول خدا (ص) را زیارت کردم آن گرامی به من فرمود: ای حمیده! نجمه را به همسری پسرت موسی، برگزین! که از او به زودی بهترین شخصیت روی زمین به دنیا خواهد آمد. من نیز طبق این دستور نجمه را به همسری پسرم موسی انتخاب کردم.[3] مادر امام کاظم (ع) در مورد انتخاب چنین همسری به فرزندش موسی بن جعفر (ع) گفت: پسرم! همسرت دوشیزه ای است که بهتر از آن سراغ ندارم پسرم! به اطرافیان هم توصیه کن. که به او خوبی کنند.[4]

حضرت نجمه خاتون در عبادات و مناجات حق تعالی آنچنان راغب و مشتاق بود که وقتی فرزندش امام رضا (ع) به دنیا آمد، برای شیر دادن حضرتش دایه ای کمکی درخواست کرد وقتی به او گفتند: آیا شیرت کم شده؟ گفت: نه، اما من به عبادات و اذکار و. مناجات هایم مثل قبل نمیتوانم برسم.[5]

امام کاظم (ع) در مورد این ازدواج آسمانی فرموده است: این بانوی ارجمند را من به همسری خود انتخاب نکرده ام مگر به امر خدا و اشاره ی وحیانی پیامبر (ص). آن حضرت در توضیح این سخن فرمود: در ضمن یک رؤیای صادقانه جدم رسول خدا و پدرم علی (ع) را رؤیت کردم آن بزرگواران یک لوح ابریشمین را به من نشان دادند که صورت این خانم در روی آن نقش بسته بود و هر دو به من فرمودند: ای موسی! از این بانو بهترین فرد روی زمین متولد خواهد شد آنگاه پیامبر (ص) و علی (ع) فرمودند: هرگاه فرزند پسر او به دنیا آمد نامش را علی بگذار که خداوند متعال بوسیله ی هدایت و دلسوزی وی، عدالت و مهربانی را در میان مردم. آشکار میکند خوشا به حال آنکه آن نوزاد را تصدیق کند و وای بر آنکه با او دشمنی ورزیده و حق رهبری اش را منکر شود[6]

و اینگونه بود که حضرت موسی بن جعفر (ع) برای فرزندش امام رضا (ع) با اشارات آسمانی، مادری شایسته، هوشمند و حق باور انتخاب کرد تا فرزندش در دامن چنین بانوئی پاک پرورش یافته و تربیت شود.
 

 

 

 

هجرت امام رضا علیه السلام به ایران

شیخ صدوق رحمه الله از محول سجستانی آورده است:

وقتی که فرستاده ی مامون برای بردن امام رضا علیه السلام از خراسان به مدینه آمد، من آنجا بودم. امام علیه السلام به منظور خدا حافظی و برای وداع، به مسجد النبی کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و مکرر با قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وداع می کرد و بیرون می آمد و نزد قبر باز می گشت و با صدای بلند گریه می کرد. من به امام نزدیک شده، سلام کردم امام جواب سلام مرا داد، حضرت را در رفتن به سفر خراسان تهنیت و مبارک باد گفتم. امام فرمود: به دیدن من بیا زیرا از جوار جدم خارج می شوم و در غربت از دنیا می روم و در کنار قبر هارون مدفون می شوم! من همراه حضرت به خراسان رفتم، تا این که از دنیا رفت و در کنار قبر هارون به خاک سپرده شد.

 

امام رضا علیه السلام و ولایتعهدی بدعهدان

وقتی امام رضا علیه السلام به خراسان آمد، مأمون در ملاقات با وی گفت: «چنین صلاح دیدم که از خلافت کناره گیری کنم و آن را به تو بسپارم و با تو بیعت کنم». امام علیه السلام پیشنهاد او را نپذیرفت. مأمون گفت: «باید خلافت را بپذیری». امام فرمود: «هیچ گاه چنین کاری را نخواهم کرد». مأمون پس از تلاش چند روزه و پس از آن که از قبول خلافت توسط امام رضا علیه السلام ناامید شد، گفت: «اگر خلافت را نمی پذیری و نمی خواهی با تو بیعت کنم، پس ولیعهد من باش تا پس از من، خلافت به تو برسد.»

امام علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند! من خوب می دانم که مقصود تو چیست». مأمون گفت: «من چه مقصودی دارم»؟ امام علیه السلام فرمود: «مقصود تو آن است که مردم بگویند علی بن موسی الرضا در طوس به سر می برد و به دنیا تمایل یافته است و دنیا از او روی گردانده؛ آیا نمی بینید که به طمع خلافت، چگونه ولایت عهدی را پذیرفته است»؟ مأمون خشمگین شد و گفت: «برخورد تو را هیچ گاه نپسندیده ام. به خدا سوگند! اگر ولایت عهدی را پذیرفتی، چه بهتر؛ وگرنه تو را به این کار مجبور خواهم کرد و اگر پذیرفتی، در امان هستی و در غیر این صورت، گردنت را خواهم زد.»

 

سیره سیاسی امام رضا علیه السلام

امام هشتم با تدبیری الهی بر مامون فائق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی که خود بوجود آورده بود بطور کامل شکست داد. و نه فقط تشیع، ضعیف یا ریشه کن نشد بلکه حتی سال دویست ویک هجری، یعنی سال ولایتعهدی آن حضرت، یکی از پربرکت ترین سالهای تاریخ تشیع شد. و نفس تازه ای در مبارزات علویان دمیده شد. و این همه به برکت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه حکیمانه ای بود که آن امام معصوم در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد.

 

سیره علمی و فرهنگی امام رضا علیه السلام

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»، بعد سوگند یاد کرد که اگر یک محکمه قضایی به پا شود و کلیمی ها حضور داشته باشند، مسیحی ها حضور داشته باشند، مِلَل و نِحَل متفرّق حضور داشته باشند، من آن قدرت علمی را دارم که بین یهودی ها به تورات آنها حکم کنم، بین مسیحی ها به انجیل آنها حکم کنم و بین هر فرقه ای برابر کتاب آسمانی آنها حکم کنم؛ این بیان نورانی از وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل شده است، منتها اتفاق نیفتاده یک صحنه و همایش و گفتمان بین المللی رخ نداد تا وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بین این مِلَل و نِحَل برابر کتاب های آسمانی آنها داوری کند؛ ولی برای وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) این حادثه اتفاق افتاد؛ یعنی یک حکومت مرکزی در ایران و در خراسان با قدرت حکومت عباسیان تشکیل شد که تمام مِلَل و نِحَل را مأمون عباسی دعوت کرد و وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) را هم فرا خواند تا در برابر مسیحی ها و یهودی ها و سایر مِلَل و نِحَل، برابر نظر و آرا و احکام الهی آنها عمل و حکم کند. وقتی وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) این دعوت را تلقّی کرده است، برخی ها گفتند وقتی که دانشمندان مِلَل و نِحَل گوناگون به حضور شما آمدند، شما چگونه جواب می دهید؟ فرمود من بین اینها برابر کتاب آسمانی اینها نظر می دهم، نه تنها مسائل قضایی مالی و حقوقی، بلکه در معارف و اعتقادات و اخلاق و امثال آن را هم این چنین عمل می کنم؛ لذا وقتی با یک مسیحی مناظره می کرد، از انجیل آنها کاملاً سخن می گفت و اگر با یک کلیمی صحبت می کرد، از تورات آنها سخن می گفت؛ این می شد «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»؛ یعنی آنچه برای امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اتفاق نیفتاده بود، برای وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) اتفاق افتاد؛ لذا ایشان شهرتی به عنوان عالِم اهل بیت یافت.

مناظرات امام رضا علیه السلام

مأمون پس از آوردن امام رضا (ع) به مَرو، جلسات علمی متعددی با حضور آن‌حضرت و دانشمندان گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذاکرات بسیاری میان امام (ع) و دیگران صورت می‌ گرفت که به طور عمده پیرامون مسائل اعتقادی و فقهی بود. از مباحث و مناظرات کلامی روشن می‌ شود عمده‌ ترین عوامل ایجاد فرقه ‌های کلامی و انحرافات در مسائل اعتقادی آشنایی مسلمانان با ادیان و جنبش ‌های دیگر بود؛ بویژه نهضت ترجمه در دوره عباسیان که بعضاً دست‌خوش غرض ورزی ‌های مترجمان گردید و زمینه مساعدی را در این زمینه فراهم آورد. البته عوامل دیگری چون برداشت ‌های مختلف از معارف دینی نیز تأثیر بسزایی در رواج فرقه ‌های کلامی داشت.

هدف مأمون از تشکیل این محافل علمی، نشان از علم دوستی او یا تظاهر به آن بود. در اصل باید وی را از این زاویه، متمایز از دیگر خلفای عباسی دانست؛ بویژه که مذاق عقلی او و همراهی‌اش با معتزله، او را بر آن می‌ داشت در برابر اهل حدیث ایستادگی کرده، آنان را منکوب سازد؛ با این حال مسئله در این‌جا خاتمه نمی‌یافت. مأمون از تشکیل چنین جلساتی هدف دیگری نیز داشت. او می‌خواست با کشاندن امام رضا (ع) به بحث، تصوّری را که عامه مردم درباره ائمه اطهار (ع) داشتند و آنان را صاحب علم خاص لدنی می‌ دانستند، از بین ببرد. مأمون، اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌ داد تا حجت آن‌حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این، به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود؛ اما هیچ‌کس با آن‌حضرت روبرو نمی‌ شد جز آن‌که به فضل او اقرار کرده، به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می‌ شد، ملتزم می‌ گردید.

 

شهادت امام رضا علیه السلام

سر انجام مامون تصمیم به قتل امام گرفت، زیرا دریافته بود که به هیچ روی نمی تواند امام را آلت دست خویش قرار دهد، و عظمت امام و توجه جامعه نسبت به آن گرامی نیز روز افزون بود، و با تمام کوششهای مامون که مایل بود بر شخصیت اجتماعی امام لطمه یی وارد سازد، شخصیت و احترام امام روزاروز اوج بیشتری می گرفت، و مامون می دانست هر چه وقت بگذرد حقانیت امام و تزویر مامون بر ملاتر می شود، و از سوی دیگر عباسیان و طرفداران آنان از عمل مامون در واگذاری ولیعهدی خود به امام، ناراضی بودند و حتی به عنوان مخالفت در بغداد با «ابراهیم بن مهدی عباسی» بیعت کردند، و بدین ترتیب حکومت مامون از جهات مختلف در خطر قرار گرفته بود، لذا پنهانی در صدد نابودی امام بر آمد و او را مسموم ساخت تا هم از امام خلاصی یابد و هم بنی عباس و طرفدارانشان را به سوی خود جلب کند.

 

تابلوهایی از سبک زندگی رضوی علیه السلام

«یسع بن حمزه» می گوید: در مجلس امام رضا (ع) مشغول گفت و گو بودیم که مردی وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند پیامبرخدا! من مردی از دوستان شما هستم. اکنون از زیارت خانه خدا بازگشته ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به دیارم بفرست، من دارای نعمت و دولت هستم و مستحق صدقه نیستم. آنچه به من ببخشی از سوی شما صدقه خواهم داد. امام (ع) از او خواست بنشیند بعد از پایان جلسه حضرت به خانه رفت و لحظاتی بعد در را بست ؛ سپس دستش را از بالای در بیرون آورد و پرسید آن مرد خراسانی کجاست؟ مرد پاسخ داد: این جا هستم. امام(ع) فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه سفرت را تأمین کن. یکی از یاران حضرت پرسید: فدایت شوم به او مهربانی کردی و چهره پنهان ساختی؟!

حضرت فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خواری خواهش را در چهره اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر(ص) را نشنیده ای که فرمود: کار نیکی که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است.

 

گوهرهایی از کلمات نورانی امام رضا علیه السلام

ابن سکیت می گوید: به حضرت رضا علیه السلام گفتم : چرا خداوند موسی علیه السلام را با معجزه عصا و ید بیضا و ابزار «باطل کننده» سحر فرستاد؟ و چرا عیسی علیه السلام را با طبّ و محمّد صلی الله علیه و آله را با کلام و سخن و «اعجاز بیانی» مبعوث نمود؟

امام پاسخ داد : چون خداوند موسی علیه السلام را مبعوث نمود ، در میان مردم سحر و جادوگری رواج داشت ، او از جانب خدا معجزه ای آورد که مردم آن زمان توانایی بر همانندی آن نداشته باشند. و بدین وسیله جادوی آنان را باطل نمود. و خداوند عیسی علیه السلام را در زمانی به پیامبری فرستاد که انواع بیماریها در آن وجود داشت. و مردم نیازمند درمان های پزشکی بودند، بدین جهت خداوند به او معجزه ای داد که دیگران از آن بی بهره بودند؛ او مردگان را زنده می نمود و کوران مادرزاد را شفا می داد و بیماری پیسی را بهبودی می بخشید. و بعثت محمّد صلی الله علیه و آله در زمانی بود که سخن سرایی و خطابه ـ و گمان می کنم که امام کلمه شعر را نیز فرمود ـ مردم را تحت تأثیر گسترده و جوّ غالب خود قرار داده بود، بدین سبب از جانب خدا مواعظ و حکمتهایی به پیامبر داده شد که بطلان گفتار و سخنان کافران را آشکار و حجّت را بر آنان تمام نماید.

 

کراماتی از امام رضا علیه السلام

معجزه و کرامت هر امام و پیشوای معصوم، از جمله ویژگیهای منحصر به فرد ایشان در برتری بر سایر مردم است تا اتمام حجّت برای مخالفان و ازدیاد ایمان برای مؤمنان باشد و همچنین با معرفت و آگاهی به قدر و منزلت آنان، به راحتی از دستورات و رهنمودهایشان اطاعت شود؛ چنان که خداوند متعال می فرماید: «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْیی مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ»؛ «تا آنها که هلاک و گمراه می شوند، از روی اتمام حجّت باشد و آنها که زنده و هدایت می شوند، از روی دلیل روشن باشد.»

در هر صورت، ائمه اطهار علیهم السلام چون حجتهای الهی بر بندگان هستند، برای اثبات حقانیت خویش و همچنین تقویت قلوب مؤمنین و برای آرامش دلهای مشتاق، از خود معجزه و کرامت نشان می دهند. این نکته نیز شایان ذکر است که از منظر باورهای شیعی، اولیای الهی و ائمه معصومین علیهم السلام حیات و ممات ندارند و ما آنان را بعد از شهادت نیز قادر بر اعمال خارق العاده می دانیم. به همین جهت، برای حل معضلات، مشکلات و عرض ارادت به محضر آن گرامیان، متوسل شده و حاجات خود را طلب کرده، در صورت صلاح دید خداوند و آن بزرگواران، به مقصود خود نائل می شویم.

 

زیارت امام رضا علیه السلام

جناب کلینی و صدوق از حضرت علی بن موسی الرضا - علیه السلام - این گونه نقل کرده اند:

هریک از امامان معصوم - علیهم السلام - بر گردن دوستان و شیعیان خود پیمان و عهدی دارند و وفای کامل به آن پیمان و ادای نیکوی آن عهد، زیارت مرقدهای مطهر آنان است. پس هر کس از سر میل و رغبت به زیارت و اعتقاد به آن چه آنان گرایش داشتند، به زیارت بشتابد، روز قیامت ائمه ـ علیهم السلام ـ شفیعان او خواهند بود.

بر طبق روایتی دیگر، حسن بن وشّاء می گوید: ازحضرت رضا - علیه السلام - پرسیدم: پاداش زیارت قبریکی از ائمه ـ علیهم السلام ـ چیست؟

آن حضرت فرمود: «مانند ثواب زیارت قبر امام حسین است.»

پرسیدم: پاداش کسی که قبر امام حسین ـ علیه السلام ـ را زیارت کند، چیست؟

فرمود: سوگند به خدا پاداش او بهشت است.»

 

امام رضا علیه السلام در آینه شعر و ادب

امشب، کوچه های خراسان، از عبور تو خالی می شوند و داستان غریبی تو با پر زدنت، به پایان می رسد، ولی دستان روشنت ای چراغ هشتم طریق عرفان! هر روز، بلوغ ماه را به هنگام اذان بر گلدسته های حرم و بر آسمان قلب عاشقانت به تماشا می گذارد.

یا علی بن موسی الرضا علیک السلام! زمین از غم فراق تو در پر خویش خزیده و تنها در مزار تو جرئت سر بلند کردن دارد؛ آنجا که دل های شکسته خود را چون کبوتران حرمت، بر پنجره فولاد نگاه تو دخیل می بندیم و سر بر شانه های خیال تو می گذاریم؛ همان جا که طعم زخمی حاجت خود را با آب سقاخانه ات، در گلوی نیاز خویش می ریزیم.

امام غریب، حنجره نورانی ات، جرعه نوش سم ستم سیه دلان می شود و طنین هق هق زائرانت تا قیامت، گلوی سوخته ات را یاد می کند.

 

پی نوشت ها:

(1) مانند: شیخ مفید در ارشاد، شبراوی در الاتحاف بحب الاشراف، کلینی در کافی، کفعمی در مصباح، شهید در دروس، طبرسی در اعلام الوری، فتال در روضة الواعظین، صدوق در علل الشرایع، تاج الدین محمد بن زهره در غایة الاختصار، ابن صباح مالکی در الفصول المهمة، اردبیلی، در جامع الرواة، مسعودی در مروج الذهب هر چند که در کلامش ابهامی است، ابو الفداء در تاریخ خود، گنجی شافعی در کفایة الطالب، ابن اثیر در کامل، ابن حجر در صواعقش، شبلنجی در نور الابصار، بغدادی در سبائک الذهب، ابن جوزی در تذکرة الخواص، ابن الوردی در تاریخ خود، که از تاریخ غفاری و نوبختی نیز نقل کرده. عتاب بن اسد نیز می گفت که گروهی از اهل مدینه را شنیده که همین مطلب را می گویند. غیر از این افراد، تعداد بسیاری دیگر نیز می باشند.

[2] عيون اخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 12-

[3] همان.-

[4] مسند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 12-

[5] همان-

[6] دلائل الامامه، ص 349-

 

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.